ابو القاسم عبد الكريم القشيري ( مترجم : فروزانفر )

مقدمهء مصحح 21

رساله قشيريه ( فارسى )

در نسا و دويرهء دلارام در سرخس و دويرهء سهل در اغيان . و در نيشابور نيز دويره‌ها ساخته بودند كه ذكر آنها جاى جاى در سياق به نظر مىرسد از قبيل : دويرهء ابو سعيد بن ابى الخير ، دويرهء ابو عبد الرّحمن سلمى ، دويرهء قشيرى ( يعنى ابو القاسم قشيرى ) دويرهء محمود صوفى . و گذشته از آنچه گفتيم گاهى مجلس درس و املاء در مواضعى بنام « حظيره » تشكيل مىيافت و آن در اصل ديوار بستى است از چوب يا هيزم كه گوسفند و يا شتر را در آن جاى مىداده‌اند ولى از مجارى استعمال اين كلمه در سياق و منتخب مشيخهء سمعانى مستفاد مىشود كه مقصود از آن قبرستانى است كه به ديوارى محصور شده باشد و يا گنبدى بوده است مخصوص بدفن اموات از خاندانى خاص چنان كه از تعبير : « حظيرهء آل سمعانى » كه در سنجدان مرو بوده و نام آن در منتخب مشيخهء سمعانى آمده همين معنى مستفاد مىگردد و در فرهنگ آنندراج نيز تقريبا همين گونه تفسير شده است و ازين قبيل است ( حظيرهء شحّاميّه ) در نشابور كه ابو الحسن شجاعى در آن مجلس املا داشت . هريك ازين مساجد و مدارس و خانقاهها كتابخانهء بزرگ يا كوچك داشت كه بانى آن يا مردم براى استفادهء عموم وقف كرده بودند و غالبا مؤذّن مسجد يا متولّى امور مدرسه و خانقاه حفظ آن را بر عهده داشت و به طلبهء علم امانت مىداد . از آنچه گفتيم به خوبى روشن گشت كه شهر نشابور در اواخر قرن چهارم و قرن پنجم يكى از مراكز علمى و دينى بزرگ جهان بوده و وسائل تحصيل از هر جهت براى طالب علمان و خداجويان صوفى نهاد فراهم بوده است چنان كه از هر سو بدان روى مىنهاده‌اند و شايد به همين علّت ابو القاسم قشيرى بدين شهر كه از لحاظ آب و هوا و وفور نعمت و اجتماع علما از هر دست و تعدّد كتابخانه‌ها بر ديگر شهرهاى خراسان رجحان داشت دل بسته و شيفته گشت و ترك مولد گفت و اين شهر را مركز خاندان بزرگ و دانش‌گستر قشيرى قرار داد .